شجاع
313
أنيس الناس ( فارسى )
ادب ديگر آنكه در خواستن حاجت پيش از عرض آن با خود مقرّر كن كه چه گويى و آنچه مخلص مقصود بود به كلامى مختصر ادا كن ، « جودة الكلام فى الاختصار » . امّا لازم نيست كه آنچه با خود مقرّر و مخمّر كردهاى همان كلام قياسى در جواب و سؤال گفته شود . چه شايد كه مقام اقتضاى خلاف آن قياس كند . پس راعى مقتضى مقام بوده بر طبق كلام و طريق احوال معروض عليه مطابق مقتضى حال به جواب و سؤال اشتغال نما . چه اگر ترك آن رعايت كنى و بر خلاف اقتضاى مقام آنچه با خويش مقرّر كرده و قياس نموده متكلّم گردى بىقضاى حاجت معاودت نمايى و خاطر معروض عليه نيز ملول سازى و حقّ به جانب او باشد . و مثال حال تو مثال آن كر بود كه به عيادت مريض مىرفت و با خود مقرّر كرد كه از مريض چه پرسد و مريض چه گويد و جواب مريض چه دهد ! و كلام مريض اقتضاى عكس آن جواب مىكرد كه كر با خود قياس كرده بود . پس هرزمان كه رعايت مقتضى مقام و طريق بلاغت به تقديم نرسانى فرق ميان تو و آن كر آنكه كه او را صمم سمعى بود و ترا صمم عقلى ، و همچنانچه او را به سبب قصور سمع از قباحت آن جواب و سؤال خبرى نه و جزم است كه مراسم عيادت و قواعد مراقبت به جاى آورده ترا نيز به سبب قصور عقل از عدم مناسبت آن مكالمت خبرى نه ، و جرمى كه به اسباب قضاى حاجت ارتكاب نمودهاى !